اربعین حسینی ، نماز معراج مومن

در عصر روز تاسوعا، وقتی که دشمن تصمیم گرفت حمله را بر لشکریان امام حسین علیه السلام آغاز کند، حضرت به برادرش اباالفضل علیه السلام فرمود:

به سوی آنان برو و اگر می توانی کار را به فردا واگذار، تا امشب را به نماز و نیایش و طلب آمرزش از او سپری کنیم. خدا می داند که من نماز، تلاوت قرآن، بسیاری دعا و درخواست آمرزش را دوست دارم.

در شرح حال امام حسین علیه السلام و یارانش در شب عاشورا چنین می خوانیم: آن شب، صدای ناله و زمزمه و نیایش حسین و یارانش تا بامداد همچون آوای زنبور عسل به گوش می رسید. گروهی در رکوع بودند و برخی سجده می کردند و دیگران ایستاده و یا نشسته به عبادت سرگرم بودند.

آن شب سی و دو نفر از سربازان عمرسعد که گذرشان به خیمه های امام حسین علیه السلام افتاد، تحت تأثیر این شور و حال قرار گرفتند.

عوامل سقوط خواص و عوام
مهم‌ترین مطلب در عبرت‌ها شناخت عوامل سقوط و لغزش خواص است. با توجه به جایگاه آنها در میان مردم، لغزش آنها سبب لغزش عوام خواهد شد. مقام معظم رهبری رؤس این عوامل را در چند چیز معرفی نمایند:

1ـ دور شدن از یاد خدا و پیروی از شهوات
«ما باید بفهمیم بر سر آن جامعه چه بلایی آمد که سر بریده حسین بن علی علیه‌السلام ـ آقازاده‌ی اوّل شخص دنیای اسلام و پسر خلیفه‌ی مسلمین، پسر علی بن ابی طالب ـ در همان شهری که پدر او بر مسند خلافت می‌نشسته است، گردانده بشود و آب از آب تکان نخورد! از همان شهر افرادی به کربلا بیایند، او و اصحابش را با لب تشنه به شهادت برسانند و حرم امیرالمؤمنین را به اسارت بگیرند! در این زمینه حرف زیاد است من یک آیه از قرآن را در پاسخ به این سؤال مطرح می‌کنم. قرآن جواب ما را داده است. آن درد را قرآن به مسلمین معرفی می‌کند. آن آیه این است که می‌فرماید: «فَخلف من بعد هم خلف اضاعُوا الصلوه و اتّبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا»[سوره مریم، 59] عوامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی دو چیز است: یکی دور شدن از ذکر خدا که مظهر آن نماز است فراموش کردن خدا و معنویت، حساب معنویت را از زندگی جدا کردن، توجّه و ذکر و دعا و توسّل و طلب از خدای متعال و توکل به خدا و محاسبات خدایی را از زندگی کنار گذاشتن و دوم «واتّبعوا الشهوات» دنبال شهوت‌رانی‌ها رفتن، دنبال هوس‌ها رفتن و در یک جمله دنیاطلبی، به فکر جمع‌آوری ثروت، مال و التذاد به شهوات دنیا افتادن. این‌ها را اصل دانستن و آرمان‌ها را فراموش کردن.»

2ـ دنیاطلبی
«یکی از چیزهایی که عامل اصلی چنین قضیه‌ای شد، این بود که رواج دنیاطلبی و فساد و فحشا، غیرت دینی و حساسیت مسؤولیت ایمان را گرفت. این که ما روی مسأله‌ی فساد و فحشا و مبارزه و نهی از منکر و این چیزها تکیه می‌کنیم، علت عمده‌اش این است که جامعه را تخدیر می‌کند. همان مدینه‌ای که اوّلین پایگاه تشکیل حکومت اسلامی بود بعد از اندک مدتی، به مرکز بهترین موسیقیدان‌ها و آوازه‌خوان‌ها و معروف‌ترین رقاص‌ها تبدیل می‌شود، تاجایی که وقتی در دربار شام می‌خواستند بهترین مغنیان را خبر بکنند، از مدینه آوازه‌خوان و نوازنده می‌آوردند.»

3ـ بی‌تفاوتی پیروان حق
بی‌توجهی و بی‌تفاوتی پیروان حق نسبت به سرنوشت دنیای اسلام را عامل دیگر معرفی می‌فرمایند: «عامل دیگری که وضع را به آنجا رسانید و انسان در زندگی ائمه علیه‌السلام این معنا را مشاهده می‌کند، این بود که پیروان حق که ستون‌های آن اساس واقعی بنای ولایت و تشیع محسوب می‌شدند، از سرنوشت دنیای اسلام اعراض کردند و نسبت به آن، بی‌توجه شدند و به سرنوشت دنیای اسلام، اهمیت نمی‌دادند. بعضی‌ها، مدتی مقداری تحمّس و شور نشان دادند که حکام سخت‌گیری کردند، مثل قضیه‌ی هجوم به مدینه در زمان یزید که این‌ها علیه یزید سر و صدایی به راه انداختند، او هم آدم ظالمی را فرستاد و این‌ها را قتل عام کرد. این گروه هم، همه چیز را به کلی کنار گذاشتند و مسائل را فراموش کردند... کار دو جناح حق و باطل که با هم مبارزه می‌کنند و به یکدیگر ضربه می‌زنند، بدیهی است. همچنان که جناح حق به باطل ضربه می‌زند. باطل هم به حق ضربه می‌زند، این ضربه تبادل پیدا می‌کند و آن وقتی سرنوشت معلوم می‌شود که یکی از این دو جناح خسته شود و هر که زودتر خسته شد، او شکست را قبول کرده است.»

4ـ ترس
یکی از عوامل بازگشت انسان‌های ضعیف از مسیر حق ترس است. در واقعه‌ی کربلا همین عامل سبب شد که مسلم بن عقیل در کوفه تنها بماند. رهبر معظم انقلاب می‌فرماید: «کاری که ابن زیاد کرد، یک عده از همین خواص را بین مردم فرستاد که مردم را بترسانند، مادرها و پدرها را، تا بگویند با چه کسی می‌جنگید؟ چرا می‌جنگید؟ برگردید، پدرتان را در می‌آورند، این‌ها یزیدند، این‌ها ابن زیادند، این‌ها بنی‌امیه‌اند و این‌ها چه دارند، پول دارند، شمشیر دارند، تازیانه دارند، ولی آنها چیزی ندارند. مردم را ترساندند، به مرور همه متفرق شدند. آخر شب، وقت نماز عشا، هیچ‌کس همراه حضرت مسلم نبود، هیچ‌کس!»

قسمت هایی از فرمایشات مقام معظم رهبری
حضرت آیت الله خامنه ای

 


یا نماز یا گناه

چگونه ممکن است کسی روزها نماز بخواند و شب‌ها دزدی کند؟! مگر قرآن نفرموده است که «وَ أَقِمِ الصَّلَاهَ إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَذکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ؛ نماز بگزار که نماز تو را از زشتی‌ها بازمی‌دارد و یاد بزرگ خدا است. و خدا می‌داند که شما چه می‌کنید؟» چرا نماز، این مرد را از زشتی بازنمی‌دارد؟ چرا هم نماز می‌خواند و هم دزدی می‌کند؟

خبر را به گوش پیامبر(ص) رساندند. فرمود: «او به‌زودی، یکی را ترک خواهد کرد. یا نماز را یا دزدی را.»

چندی گذشت. روزی مسلمانان، آن مرد را دیدند که در مسجد نشسته است و خدا را عبادت می‌کند، اما سخت رنجور و نحیف شده است. پرسیدند: تو را این‌گونه ندیده بودیم. آیا بیمار شده‌ای؟

گفت: نه. من از هر چه زشتی و گناه است توبه کرده‌ام، و آنچه از مردم ربوده‌ام، بازگردانده‌ام. اکنون نیز خود را کیفر می‌دهم تا گوشت‌هایی که به‌حرام در بدنم روییده است، آب شود.

رضا بابایی ؛ نماز در حکایت‌ها و داستان‌ها ؛ ص 55

 سوره عنکوبت، آیه 45.

بحار الانوار، ج82، ص58.

                                                                                                                   

نمازش، نماز نیست

 گفتند: یا رسولَ الله، کسی را می‌شناسیم که روزها روزه می‌گیرد و شب‌ها را با نماز، به صبح می‌رساند؛ اما خُلقی تنگ دارد و تندخو است. گاهی نیز زبان به دشنام می‌گشاید و آنچه نباید گفت، می‌گوید. او را چگونه می‌بینید؟

فرمود: نمازی که زبان را از سخن زشت نبندد و خوی آدمی را نیکو نگرداند، نماز نیست. او اهل دوزخ است، نه اهل نماز.

رضا بابایی ؛ نماز در حکایت‌ها و داستان‌ها ؛ ص 30

بحار الانوار، ج71، ص 394.                                                                                             

و اسْتَعینُوا بالصَّبْرِ وَ الصَّلاه [بقره 43]
کمک بگیرید از صبر و نماز

خداوند که خالق ما است و از اسرار درون ما آگاه، می داند در مشکلات ،ما باید چه کنیم ؛ می فرماید از صبر و  نماز کمک بگیرید

 ابو على سینا، حکیم ایرانى ، که باعث افتخار مشرق زمین است ، در این باره نیز چنین گفته است :
هر گاه در مسئله اى از مسائل ، به مشکلى برخورد مى کردم و در حل آن حیران مى شدم ، وضو مى گرفتم و به مسجد جامع شهر مى رفتم ، دو رکعت نماز به جا مى آوردم و از خالق بى همتاى دانا و توانا استمداد مى کردم ، پس ‍ از نماز و بیرون آمدن از مسجد به نحوى به من الهام مى شد و آن مشکل به آسانى برایم حل مى گردید.

 همچنین درباره ملا صداراى شیرازى ، آن عارف و فیلسوف اسلامى (صاحب اسفار) گفته شده است : زمانى که ایشان در کهک قم مشغول مطالعه و نوشتن فلسفه بود اگر مشکل و معمایى برایش پیش مى آمد فورا به شهر مقدس قم حرکت کرده و در حرم حضرت معصومه علیها السلام بعد از زیارت آن بانو، دو رکعت نماز مى خواند و به واسطه آن ، مشکل خود را حل مى کرد و همان نماز کلید حل مشکل او مى شد.
منبع: سجاده عشق ؛ نوشته نعمت الله صالحی حاجی آبادی ؛ بخش هفتم

 

 کار پاکان را قیاس

یکی از سالها، در شب 21 رمضان، در مسجد شیخ انصاری، در نجف اشرف مجلس بسیار باشکوهی ترتیب داده بودند و علماء و فضلاء و بازاریان و اقشار مردم در مسجد گرد آمده بودند. آیت الله مدنی بالای منبر رفت و سخنی گفت که مجلس را منقلب ساخت و دلها را تکان داد. فرمود:

 «رفقا! شماها امشب آمده اید از گناهانتان در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی توبه کنید، ولی من خدا را شاهد می گیرم که آمده ام از اعمال و عبادتهایم توبه کنم زیرا فکر می کردم این اعمالی که انجام داده ام عبادت خداوند بوده است، اما حالا می فهمم که آنها توهین به ذات مقدس حق تعالی بود. امشب می خواهم از آن عبادتها هم توبه کنم.»

«حسنات الابرار سیئات المقربین»

عابدان از گناه توبه کنند

عارفان از عبادت، استغفار

 مجموعه داستان نماز ابرار؛ محمد صحتی سردرودی؛ ص ۲۲