عدالت خواهی علی (علیه السّلام)+شب قدر

شب قدر است و من قدری ندارم ،

چه سازم توشه قبری ندارم ،

شب عفو است و محتاج دعایم ،

ز عمق دل دعایی کن برایم ،

اگر امشب به معشوقت رسیدی ،

خدا را در میان اشکهایت دیدی ،

کمی هم نزد او یادی زمن کن ،

کمی هم جای من او را صدا کن ،

بگو یارب فلانی رو سیاه است ،

دو دستش خالی و غرق گناه است ،

بگو یا رب تویی دریای جوشان ،

در این شب رحمتت بر وی بنوشان

در اسلام شرط عدالت فردی، حتی برای افراد عادی در صورتی که به مناصبی دست یابند ضروری است. عدالت قاضی، شاهد و امام جماعت از این قبیل اند. و فقدان عدالت در این افراد، تصدی ایشان در قضاوت، شهادت و امامت جماعت را نامشروع می‌سازد.در عین حال، قرآن همــواره عدل و مشتقــــات آن را به معنـی «عدالت اجتماعی» به کار برده است نظیر آیات ذیل:
و امرت لاعدل بینکم
(و فرمان یافته‌ام که میان شما عدالت کنم) «1»
و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
(و چون میان مردم حکم کردید، به عدالت حکم کنید) «2»
در صورتی که مفهوم ظلم در موارد غیر اجتماعی نیز بکار رفته است. مانند:
ان الشرک ظلم عظیم
(همانا شرک به خداوندظلم عظیمی‌است) «3»
ربنا ظلمنا انفسنا
(پروردگارا ما به خود ظلم کردیم) «4»
در این مقال منظور از عدالتخواهی علی (علیه السّلام) نه‌این است که علی (علیه السّلام) در عرصه عدالت فردی، انسانی عادل بوده است و به «عدالت فقهی» «5» پایبند بوده است.
بلکه منظور عدالت اجتماعی است با این توضیح که عدالت علی (علیه السّلام) یعنی اینکه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) نه تنها عادل بوده است و به عدالت رفتار می‌کرده است که خواهان اجرای عدالت در اجتماع نیز بوده است.
علی (علیه السّلام) تنها عادل نبود عدالتخواه بود …. در آیه کریمه قرآن نیز بر این نکته تاکید شده است کونوا قوامین بالقسط «6» قیام کنندگان به داد و عدل باشید.
قیام به قسط یعنی اقامه و به پاداشتن عدل و این غیر از عدل و این غیر از عادل بودن از جنبه شخصی است «7» اجرای عدالت در نظر امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) از آن رو مهم، ضروری و گریز ناپذیر است که اصلاح جامعه را در گرو آن می‌داند:
و من الناس من لایصلحها الا العدل «8»
توده را جز اجرای عدالت، چیزی اصلاح نمی‌کند.

 

علی (علیه السّلام) اجرای عدالت را زمینه ساز نابودی فساد اجتماعی می‌داند و داروی درد جوامع را اجرای عدلت می‌داند و از همین رو اجرای آن را به همه توصیه می‌کند و بر حاکمان ضروری می‌شمارد. و اگر خود خلافت را می‌خواست، برای آن بود که سنت رسول خدا را بر پای دارد و عدالت را بگمارد. نه آنکه دل به حکومت خوش کند و مردم را به حال خود واگذارد «9»
در نامه‌ای که هنگام خلافت ظاهری خود به عثمان پسر حنیف که از جانب او در بصره حکومت داشت نوشت و او را سرزنش کرد که چرا به میهمانیی رفته که توانگران در آن بوده اند نه مستمندان، گوید:
«بدین بسنده کنم که مرا امیر مؤمنان گویند و در ناخوشایندی‌های روزگار شریک مردم نباشم؟ یا در سختی زندگی بر ایشان نمونه‌ای نشوم؟» «10»
حضرت علی (علیه السّلام) رضایت عمومی‌اجتماع را در گرو اجرای عدالت می‌داند و عدالت را نه تنها تضمین کننده آرامش درونی افراد می‌داند که گنجایش ظرف عدالت را وسیع می‌داند، در حالیکه گستره ظلم را تنگ می‌شمرد.
می‌فرماید:
ان فی العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق «11»
«در عدالت گشایش برای عموم است، آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت تر است.»
عدالتخواهی در آموزه تشیع امری فراگیر است و ائمه، عمومأ به‌این موضوع با دیده ضرورت می‌نگریسته اند. امام سجاد (علیه السّلام) در ضمن دعای مکارم الاخلاق بسط و گسترش عدل و عدالت را از خداوند طلب می‌کند: و البسنی زینه المتقین فی بسط العدل «12»
اقامه عدل اگر چه از سوی یک یا چند نفر در جامعه مطلوب است ولی قدر و منزلت بزرگ در زمینه عدالت گستردگی و اقامه آن در سطح وسیع اجتماع است و از همین رو است که امام سجاد (علیه السّلام) توفیق گسترش آن را طلب می‌کند.
حضرت علی (علیه السّلام) همچنین در سفارشی به زیاد بن ابیه که وی را به جای عبدالله بن عباس، به فارس و شهرهای پیرامون آن حکومت داد، فرموده است:
«عدالت را بگستران، و از ستمکاری پرهیز کن، که ستم رعیت را به آوارگی کشاند و بیدادگری به مبارزه و شمشیر می‌انجامد.» «13»
آن حضرت در ضمن خطبه 87 می‌فرماید: «مگر من پرچم ایمان را در بین شما استوار نساختم ؟ و از حدود و مرز حلال و حرام آگاهیتان ندادم؟ مگر پیراهن عافیت را با عدل خود به اندام شما نپوشاندم ؟ و نیکی‌ها را با اعمال و گفتار خود در میان شما رواج ندادم ؟»
«علی (علیه السّلام) هرگز در راه اجرای عدالت مسامحه را جایز نمی‌داند به ویژه در جائی که پای بیت المال در میان باشد می‌خروشد. وی درباره اموال فراوان بیت المال که یکی از حکام به بعضی از خویشاوندان خود بخشیده بود فرمود:
«به خدا سوگند بیت المال تاراج شده را هر کجا بیابم به صاحب اصلی آن باز می‌گردانم گرچه با آن ازدواج کرده، یا کنیزی خریده باشند، زیرا در عدالت گشایش برای عموم است و آن کس که عدالت برای او گران آید، تحمل ستم برای او سخت تر است.» «14»
اگر در جامعه‌ایی این پندار غالب شود که روی آوری به عدالت و اجرای آن در هر شرایطی از وجود ستم در جامعه والاتر است، آن جامعه خود به اجرای عدالت خواهد پرداخت و مردم خود قیام به قسط خواهند کرد.
در روایتی از نبی مکرم اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) آمده است:
عدل ساعه خیر من عباده سبعین سنه «15»
(عدل یک ساعت از عبادت هفتاد سال برتر است.)
شاید بتوان از قرار گرفتن عدالت در برابر عبادت فردی در کلام رسول گرامی ‌اسلام (ص) چنین فهمید که عدالتی از هفتاد سال عبادت برتر و والاتر است که در اجتماع باشد و سبب گردد که عدل در جامعه گسترش یابد.
وجود عدالت در جامعه نه فقط برای تامین خدائی شدن انسانها و حرکت رو به بالای جامعه ضروری است که حتی ثبات و دوام حکومت به آن بستگی دارد:
امام علی (علیه السّلام):
فی العدل الاقتداء بسنه الله و ثبات الدول «16»
«در اجرای عدالت نه تنها اقتدا به سنت الهی نهفته است که ثبات حکومت و دولتها نیز در گرو آن است.»
در آموزه دیگری از نبی مکرم (ص) بقاء حکومت با کفر امکان پذیر دانسته شده ولی بقاء آن با ظلم ناممکن شمرده شده است.«17»

نمونه‌هایی از عدالت خواهی علی (علیه السّلام)

* دختر امیرالمؤمنین (علیه السّلام) گردنبندی از بیت المال به عاریه گرفت که پس از اندک زمانی آن را باز گرداند. آن حضرت بر مسئول بیت المال خشم گرفت و رو به دختر خویش فرمود: آیا همه زنانی که از مدینه به کوفه آمده اند اکنون، چنین گردنبندی دارند که تو می‌خواهی داشته باشی ؟ ای دختر علی مگذار شیطان بر تو مسلط شود. «18»
* پست و مقـــام تو طعمـــه‌ای ـ برای غـــارت ـ نیست بلکــه امانتی است در دست تو «19»
* محبـــوب ترین بنـــده خدا در نزد او بنـــده‌ای است که خود را به عدل ملتزم می‌داند. «20»
* من آن هنگام که به حاکمیت شما رسیدم چند درهم و اندکی لباس مندرس، که خانواده ام بافته بودند داشتم، حال اگر به هنگام پایان کار خویش بیش از این چیزی داشته باشم، خائن هستم و به جامعه و مردم خیانت کرده‌ام «21»
* راه حق و عدالت را بپیمایید، توده‌ها را ناراضی نکنید و اشراف بی تعهد و امتیاز طلب و سرمایه داران را از خود دور کنید «22»
* گاهی دوستان خیر اندیش آن حضرت به وی توصیه می‌کردند که به خاطر مصلحت از موضوع عدالت و مساوات در گذرد و آن حضرت پاسخ می‌فرمود:
«شما از من می‌خواهید که پیروزی را به قیمت تبعیض و ستمگری به دست آورم؟ از من می‌خواهید که عدالت را به پای سیاست و سیادت قربانی کنم ؟ خیر، سوگند به ذات خدا که تا دنیا دنیا است چنین کاری نخواهم کرد و به گرد چنین کاری نخواهم گشت. «23»
* اگر شب را روی اشتر خارا بیدار مانم و در طوق‌های آهنین گرفتار، از این سو و از آن سویم کشند، خوشتر دارم تا روز رستاخیز بر خدا و رسول در آیم در حالی که بر بنده‌ای ستم کرده باشم.
به خدا عقیل را دیدم پریشان و سخت درویش، کودکانش از درویشی پریش. موی ژولیده و رنگشان تیره گردیده. از من خواست منی گندم بدو دهم. پی در پی آمد و گفته خود را تکرار کرد. گوش به سخنان او نهادم، پنداشت دین خود را بدو دادم. آهنی گداخته را به تنش نزدیک ساختم فریاد برآورد. گفتم نوحه گران بر تو بگریند از آهنی که انسانی به بازیچه آن را گرم کرده می‌نالی و می‌خواهی مرا به آتش دوزخ بکشانی ؟ «24»
سخن آخر اینکه علی (علیه السّلام) مربی و امامی‌است که اهل ملل و ادیان عالم به عظمت او اقرار می‌کنند. ادیب جهانی مسیحی، جرج جرداق لبنانی، او را «صوت عدالت انسانی» می‌نامد و پنج جلد کتاب بی نظیر درباره او می‌نویسد و دست تمنا به سوی تاریخ می‌گشاید، و به تاریخ خطاب می‌کند:
آیا نمی‌شود ـ به نام تکرار تاریخ ـ یک علی بن ابیطالب دیگر به بشریت ارزانی داری ؟
چهره علی در‌ هاله‌ای اثیری، از عدالت و انسان دوستی، هر لحظه بر زندگی بشریت می‌تابد، و خون عدالت، که به هنگام «نماز صبح» از پیشانی نورانی او بر محراب ریخت، هر بامداد خورشید را بیدار می‌کند تا فریاد علی را همگان بشنوند: عدالت، عدالت …. و ســــرانجام این عدالت است که بر همه جا و همه چیز حاکم می‌گردد.«25»
اجرای عدالت از نظر علی (علیه السّلام) با نیت پاک و کاستن از طمع و افزودن بر ورع و پرهیزکاری میسر است. «26»
و سر انجام علی (علیه السّلام) به لقاء حق رسید و عدالت نگاهبان امین و بر پا دارنده مجاهد خود رااز دست داد.
منابع و ماخذ:
1. شورا / 15
2. نساء / 58
3. لقمان / 13
4. اعراف / 23
5. عادل در متون فقهی کسی است که گناه کبیره انجام ندهد و به انجام گناه‌های صغیره اصرار نو رزد و بر خلاف مروت عمل نکند.
6. نساء / 135
7. بیست گفتار / مرحوم مطهری / گفتار اول / ص 5
8. الحیاه / محمد رضا حکیمی‌/ ج 6 / ص 400
9. علی از زبان علی / سیدجعفر شهیدی / دفتر نشر فرهنگ اسلامی‌/ ص 42
10. نهج البلاغه / نامه 45
11. نهج البلاغه / خطبه 15
12.صحیفه سجادیه / دعای مکارم الاخلاق
13. نهج البلاغه / حکمت 476
14. نهج البلاغه / خطبه 15
15. میزان الحکمه / ج 6 / ص 79
16. غرر الحکم / ص 513
17. حدیث نبوی «ص»: الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم
18. ابن شهر آشوب مازندرانی / مناقب / ص 108
19. نهج البلاغه / نامه 5
20. نهج البلاغه / خطبه 87
21. مناقب / ج 2 / ص 98
22. نهج البلاغه / نامه 53
23. نهج البلاغه / خطبه 126
24. نهج البلاغه / خطبه 224 / ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی
25. با جاری صلابت اعصار / محمد رضا حکیمی‌/ بینات / سال 7 / ش 28 / ص 33 ـ 34
26. نهج البلاغه صبحی صالح / خطبه 15: استعن علی العدل بحسن النیه و قله الطمع و کثره الورع.
منبع: باشگاه اندیشه