نماز از دیدگاه معصومین (علیهم السلام)

ویژگی های نماز در احادیث ائمه علیه السلام:

مثل نماز همانند نهری جاری است:

« أرأیتم لو أن بباب أحدکم یغتسل منه خمس مرات هل یبقی من درنه من شیء؟ قالوا لا قال فذلک مثل الصلوات الخمس یمحو الله بهم الخطایا؛ (1)
آیا اگر مشاهده کردید که جوی آبی بر منزل یکی از شما باشد که هر روز پنج بار در آن شست و شو کند، آیا از چرک و ناپاکی او چیزی باقی می ماند؟ گفتند: نه، فرمود این مثل نمازهای پنج گانه است که خداوند گناهان را به وسیله ی آن ها محو می کند.»

 

مثل نماز مانند ستون خیمه دین است:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «مثل الصلاه مثل عمود الفسطاط اذا ثبت العمود نفعت الاطناب و الاوتاد و الغشاء و اذا انکسر العمود لم ینفع طنب و لا وتد و لا غشاء؛ (2) مثل نماز مانند ستون خیمه است، هرگاه ثابت و استوار باشد طناب ها و میخ ها مفید خواهند بود و هرگاه ستون شکسته شود از میخ و طناب و پرده سودی حاصل نشود. »
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: موضع الصلوه من الذین کموضع الرأس من الجسد؛ (3)

 

نماز در دین، مانند نسبت سر به جسد است:

جایگاه نماز در دین همانند جایگاه سر در بدن است. »

 

نماز سیمای مکتب:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله « لکل شیء وجه و وجه دینکم الصلاه؛ (4)
برای هر چیزی نمایی (ظاهری) است و نمای دین شما نماز است. »

 

نماز پرچم اسلام:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: علم الاسلام الصلوه؛ (5) نماز پرچم (علامت) اسلام است. »

 

نماز وسیله قرب الهی و معراج مؤمن:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند: « الصلوه قربان کل تقی؛ (6) نماز مایه قرب هر انسان متقی است. »
« الصلوه معراج المومن؛ (7) نماز معراج مومن است. »

 

نماز نشانه ی شیعیان

امام صادق علیه السلام می فرمایند:
« امتحنوا شیعتنا عند مواقیت الصلاه کیف محافظتهم علیها؛ (8) شیعیان ما را به هنگام نماز امتحان کنید که چگونه بر آن محافظت دارند. »

 

نماز اولین محاسبه در قیامت

امام باقر علیه السلام می فرمایند:
« إن اول ما یحاسب به العبد الصلاه فإن ما سواها؛ (9) اولین چیزی که بنده برای آن محاسبه می شود نماز است پس اگر پذیرفت شد، ( اعمال ) غیر آن، پذیرفته می شود.

 

ترک نماز و استخاف آن در احادیث

با توجه به روایات بسیار در اهمیت نماز، از جمله کلام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که « لا خیر فی دین لا صلوه فیه » می توان به اهمیت نماز و نیز تبعات ترک نماز و سستی در آن پی برد.
قرآن در سوره ماعون به نمازگزارانی که در نماز سهل انگاری می کنند، وعده « ویل » می دهد:
« فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون؛ (10)
وای بر نمازگزارانی که در نمازشان سهل انگاری می کنند. »
امام صادق علیه السلام می فرمایند: « لا حظ فی الإسلام لمن ترک الصلوه؛ (11)
هر کس نماز را ترک کند بهره ای از اسلام ندارد. »
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:« من ترک الصلوه متعمدا فقد کفر؛ (12)
هر که نماز را به عمد ترک نماید، پس کافر گشته است.»
پیامبر اکرم (ص) هنگام رحلت خود فرمودند:
« لیس منی استخف بصلوته لا یرد علی الحوض لا و الله لیس منی من شرب مسکرا لا یرد علی الحوض لا والله؛ (13)
کسی که نمازش را سبک بشمارد از من نیست. بر من در حوض کوثر وارد نخواهد شد، نه به خدا قسم، از من نیست کسی که مسکری (مست کننده ای) بنوشد، بر من در حوض کوثر وارد نخواهد شد، نه به خدا قسم (نخواهد شد). »
همان گونه که انبیای الهی همواره بر نماز و اهمیت آن تأکید داشته اند، امامان معصوم نیز به این امر اهتمام داشته اند.
« قال ابو الحسن الاول علیه السلام: لما حضرت ابی الوفاه، قال لی: یا بنی لا ینال شفاعتنا من استخف بالصلاه؛ (14)
ابو بصیر گفت: امام کاظم، فرمود: هنگامی که پدرم را مرگ رسید، به من فرمود: ای پسرم کسی که نمازش را سبک بشمارد، به شفاعت ما نخواهد رسید. »
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: « لا تنال شفاعتی غدا من اخر الصلوه المفروضه بعد وقتها؛ (15)
در روز قیامت شفاعت من به کسی که نماز واجب را بعد از وقتش تاخیر اندازد، نمی رسد.»
امام صادق علیه السلام نیز قبل از شهادت و فراخواندن تمام خویشاوندان خود خطاب به آن ها می فرماید:
« إن شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلوه؛ (16)
شفاعت ما به (کسی که) نماز را سبک شمارد، نمی رسد. »

 

نماز وسیله مهار شیطان

همان گونه که در قرآن کریم امر شده است که از صبر و نماز استعانت بجویید، در احادیث هم بر توانای نماز در تسهیل امور و دفع شیطان تاکید شده است. احادیث زیر بر نقش یاری گری نماز در مقابله با شیطان تاکید دارند:
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند:
« لا یزال الشیطان ذعرا من المؤمن ما حافظ علی الصلوات الخمس فاذا ضیعهن تجرأ علیه و اوقعه فی العظام؛ (17)
تا زمانی که مومن بر نمازهای پنج گانه محافظت می کند، شیطان از او هراسان است، و هنگامی که آن ها را ضایع کرد بر او جرأت پیدا کرده و در گناهان کبیره او را وارد می کند. »
امام مهدی (عج) می فرمایند:
« ما ارغم الشیطان بشیء مثل الصلوه فصلها و ارغم انف الشیطان؛ (18)
هیچ چیزی همانند نماز بینی شیطان را نمی کوبد پس آن را به جا آور و بینی او را بکوب. »
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: « الصلوه تسود وجه الشیطان؛ (19)
نماز روی شیطان را سیاه می کند. »

 

نماز و ثواب واقعی آن

آنچه در روایات به عنوان ثواب واقعی نماز مطرح شده است، اغلب آمرزش گناهان است.امام علی علیه السلام می فرماید:
« من اتی الصلوه عارفا بحقها غفرالله له؛ (20)
هر کس نماز بگزارد در حالی که به حق آن آشنا باشد خداوند او را می آمرزد. »
همچنین ایشان می فرمایند:
« تعاهدوا امر الصلوه و حافظوا علیها و استکثروا منها و تقربوا بها... و انها لتحت الذنوب حت الورق و تطلقها اطلاق الربق و شبهها رسول الله صلی الله علیه و آله بالحمه تکون علی باب الرجل فهو یغتسل منها فی الیوم و اللیله خمس مرات فما عسی ان یبقی علیه من الدرن؛ (21)
امر نماز را به یکدیگر سفارش کنید و بر آن محافظت نمایید و آن را بسیار به جا آورید و به وسیله آن تقرب بجویید... که نماز گناهان را مانند ریختن برگ از درخت، فرو می ریزد و همچون باز شدن بندها، آدمی را رها می کند و رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبیه فرمود که در مجاورت خانه شخص باشد و او در شبانه روز پنج مرتبه در آن شست و شو کند، پس بر این شخص چرک و کثافتی باقی نخواهد ماند. »
ثواب فوق، در روایات، معمولا برای دو رکعت نماز ذکر شده است.
امام صادق علیه السلام فرموده است:
« من صلی رکعتین یعلم ما یقول فیهما، انصرف و لیس بینه و بین الله عزوجل ذنب إلا غفره له؛ (22)
هر کس دو رکعت نماز بگزارد که می داند در آن ها چه می گوید، در حالی از نماز فارغ می شود که بین او و خدای عزوجل گناهی نیست، مگر آن که آن را برایش آمرزیده است.»
در روایتی دیگر می فرماید: « من قبل الله منه صلاه واحده لم یعذبه و من قبل منه حسنه لم یعذبه؛ (23)
هر کس که خداوند از او تنها یک نماز بپذیرد، او را عذاب نخواهد کرد و کسی را که خداوند از او یک حسنه بپذیرد عذابش نمی کند. »
امام باقر علیه السلام) می فرماید:
شخصی خدمت پیامبر رسید و عرض کرد: ثواب نماز را برای من بیان کن، حضرت فرمود:« هنگامی که به نماز می ایستی و توجه به خداوند می کنی و فاتحه الکتاب می خوانی و سوره ای را تلاوت می کنی و به رکوع و سجود می روی و آن ها را کامل به جا می آوری و تشهد و سلام می دهی، بدان که تمام گناهان تو که بین دو نمازت می باشد بخشیده می شود. این پاداش نماز توست در نماز. » (24)
در حدیثی دیگر از پیامبر صلی الله علیه و آله شرط آمرزش گناهان به وسیله نماز، عدم توجه به امور دنیا در نماز ذکر شده است:
« من صلی رکعتین و لم یحدث فیهما نفسه بشیء من امور الدنیا غفر الله له ذنوبه؛ (25)
کسی که دو رکعت نماز به جا آورد و درآن با نفس خود از امور دنیایی صحبت نکند، خداوند گناهان او را می آمرزد.»

 

شرایط قبول شدن نماز

مطابق روایات و احادیث پذیرش اعمال انسان منوط به پذیرش نماز است؛ اما برای نمازی که مقبول درگاه حق است، شرایط و نکاتی ذکر شده است که رعایت آن ها از توجه به کثرت نماز و طول قیام به آن ضروری تر است. در بعضی روایات تصریح شده است که به نسبت توجه به باطن نماز این عبادت پذیرفته می شود.
عن ابی جعفر و ابی عبدالله علیهما السلام انهما قالا: « مالک من صلاتک الا ما اقبلت علیه فیها فان اوهمها کلها او غفل عن ادائها لفت فضرب بها وجه صاحبها؛ (26)
امام صادق و امام باقر علیهما السلام فرمودند: تو را بهره ای از نماز نیست، مگر آنچه که به آن توجه داشته باشی، پس اگر دل تو به جایی دیگر رود و یا از انجام نماز غافل شوی، پیچیده شود و به صورت صاحبش کوبیده شود. »
امام سجاد علیه السلام در ضمن پاسخی که به سوال ابوحمزه ثمالی می فرماید، فرمود:
«...ان العبد الا یقبل من صلاته الا ما اقبل منها بقلبه؛ (27) از بنده نمازش پذیرفته نمی شود، مگر آنچه که با قلبش به آن توجه نموده است.»
همچنین از رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است:
« از بعضی از نمازها نیمی از آن، یا یک سوم یا یک چهارم یا یک پنجم یا یک دهم آن پذیرفته می شود، بعضی از نمازها چون جامه ی کهنه پیچیده می شود و به روی صاحبش زده می شود و از نماز تو نیست، مگر آن که به قلبت به آن اقبال کنی ». (28)
امام علی علیه السلام با تاکید بر پرهیز از اموری که موجب عدم توجه به نماز می شود، می فرمایند:
« لا یقومن احدکم فی الصلاه متکاسلا و لا ناعسا و لا یفکرن فی نفسه، فإنه بین یدی ربه عزوجل و انما للعبد من صلاته ما اقبل علیه منها بقلبه؛ (29)
هیچ گاه نباید احدی از شما به نماز ایستد، در حالی که کسل و خواب آلود باشد و نباید در نفس خویش فکر نماید، زیرا که در مقابل پروردگار عزوجل است و بهره ی بنده از نماز، آن است که با قلبش به آن اقبال و توجه نموده است.»

 

نقش نوافل (نمازهای مستحبی)

با توجه به شرایط قبولی نماز در درگاه خداوند، در احادیث برای جبران نواقص آن راه هایی پیشنهاد شده است؛ از جمله به جا آوردن نماز های نافله یا مستحبی است.
از ابوحمزه ثمالی روایت شده است:
« رأیت علی بن الحسین علیه السلام یصلی فسقط رداؤه علی احد منکبیه فلم یسوه حتی فرغ من صلاته، قال: فسألته عن ذلک، فقال: و یحک بین یدی من کنت؟ ان العبد لا یقبل من صلاته الا ما اقبل علیه منها بقلبه... فقلت: جعلت فداک، هلکنا ! قال: کلا ان الله یتم ذلک بالنوافل؛ (30)
علی بن الحسین علیه السلام را دیدم که نماز می خواند، ناگهان ردای او بر یکی از شانه هایش افتاد اما آن حضرت آن را درست نکرد تا این که از نماز فارغ شد، پس از آن حضرت در مورد آن سوال کردم فرمود: وای بر تو مگر من مقابل چه کسی بودم؟ از بنده نمازش قبول نمی شود مگر آنچه با قلبش به آن توجه داشته باشد. پس گفتم فدایت شوم، هلاک شدیم. فرمود: هرگز، خداوند آن (نواقص) را با نوافل کامل می کند. »
و در حدیثی دیگر آمده است:
« عن ابی جعفر علیه السلام، قال: انما جعلت النافله لیتم بها ما یفسد من الفریضه؛ (31)
فرمودند: نافله قرار شده است که آنچه از واجب تباه شود، به وسیله آن (نافله) کامل می گردد. »
عن ابی بصیر، قال: ابو عبدالله علیه السلام یرفع للرجل من الصلاه ربعها او ثمنها او نصفها او اکثر بقدر ماسها و لکن الله تعالی یتم ذلک بالنوافل؛ (32)
ابو بصیر می گوید: ابو عبدالله (امام صادق) علیه السلام فرمود: برای فرد از نماز یک چهارم یا یک هشتم یا نصف آن یا بیشتر، به اندازه ای که سهو کرده باشد، بالا می رود، اما خدای تعالی آن را با نوافل تمام می کند. »

 

نقش علم و تفکر در نماز

متاسفانه در جامعه ی ما، مدرک ایمان تقلید به ظاهر امور عبادی است، در حالی که بنا بر روایات راه تشخیص اهل ایمان و نماز، عقل و آگاهی آن ها است.
اسحاق بن عمار گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: « إن لی جارا کثیرا الصلاه، کثیر الصدقه، کثیرحج لا بأس به فقال: یا اسحاق کیف عقله؟ قال: قلت له - جعلت فداک - لیس له عقل، قال فقال: لا یرتفع بذلک منه؛ (33)
مرا همسایه ای است با نمازگزاری بسیار و صدقه ی بسیار و حج زیاد، او را هیچ عیبی نیست. فرمود: ای اسحاق عقل او چگونه است ؟ گفتم: فدایت شوم او را عقلی نیست، فرمود: با آن به جایی نمی رسد. »
از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله روایت شده است: « رکعتان مقتصدتان فی تفکر خیر من قیام لیله؛ (34) دو رکعت نماز میانه با تفکر، بهتر از قیام یک شب به عبادت است. »
در حدیثی دیگر آمده است: « نوم علی علم خیر من صلاه علی جهل؛ (35) خوابی که با علم باشد (خواب عالم) از نمازی که با جهل باشد، بهتر است. »
« رکعه من عالم بالله خیر من الف رکعه من متجاهل بالله؛ (36)
یک رکعت از عالم به خدا بهتر است از هزار رکعت از جاهل به خداوند. »
مطابق سخنان امامان ما، عبادت نادان (جاهل متنسک) نه تنها سودی برای دین ندارد، بلکه موجب ضربه به دین خواهد شد.
چنان که امام صادق علیه السلام از آن به «شکستن کمر خود» تعبیر می کنند:
« قطع ظهری اثنان: عالم متهتک و جاهل متنسک...؛ (37)
دو گروه کمر مرا شکستند: عالم گنهکار و عبادت کننده ی نادان...»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در بیان تفاوت باطن دو نماز، ( سطحی و واقعی ) می فرماید:
« دو نفر از امت من به نماز می ایستند، در حالی که تفاوت نماز آن ها به اندازه ی فاصله ی آسمان و زمین است.» (38)

 

میزان قبولی نماز با توجه به احادیث

همچنین در احادیث راه هایی برای آگاهی از میزان قبولی نماز و نیز تأثیر نماز، مشخص شده است که به مواردی اشاره می شود:
امام صادق علیه السلام می فرماید:
« من احب ان یعلم اقبلت صلوته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلوته عن الفحشاء و المنکر ؟ فبقدر ما منعته قبلت منه؛ (39)
هر کس دوست دارد که بداند آیا نمازش قبول گشته یا خیر؟ پس باید ببیند که آیا نماز او را از فحشا و منکر باز می دارد؟ پس به اندازه ای که او را باز دارد ازآن نماز قبول می شود.
همچنین پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:
« من لم تینهه صلوته عن الفحشاء و المنکر لم یزدد بها من الله الا بعدا؛(40)
هرکس که نمازش او را از فحشا و منکر باز ندارد، آن نماز جز دوری از خداوند نتیجه ای ندارد. »

 

سیره عملی امامان معصوم علیه السلام در نماز

با توجه به اخبار و روایات، آن بزرگواران همواره حتی در صحنه های نبرد و مواقع خوف متوجه و مترصد داخل شدن وقت این فریضه بوده اند. در روایات آمده است: هنگامی که پیغمبر صلی الله علیه و آله به نماز می ایستاد مانند لباس افتاده ای بود: « کان اذا قام الی الصلوه کأنه ثوب ملقی. » (41)
همچنین از بعضی زن های رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است هنگامی که با رسول خدا بودیم، چون وقت نماز می رسید گویی او ما را نمی شناخت و ما او را نمی شناختیم، برای اشتغالی که به خدا پیدا می کرد از هر چیز. » (42)
حضرت علی علیه السلام در جریان جنگ صفین مدام مراقب آفتاب و وقت نماز بود، او در پاسخ به سوال یکی از یاران خود فرمود: ما برای برپاداشتن نماز با آن ها می جنگیم. در روایتی دیگر آمده است: چون وقت نماز می شد، به خود می پیچید و متزلزل می شد. از آن حضرت علت تغییر حالشان سوال شد، فرمودند: زیرا وقت امانتی که خدای تعالی آن را بر آسمان ها و زمین ها عرضه داشت و آن ها از حمل آن ابا کردند، فرا رسیده است. (43) و نیز روایت شده است:
« اذا دخل الصلوه کان کأنه بناء ثابت او عمود قائم لا یتحرک و کان ربما رکع او سجد فیقع الطیر علیه؛ (44)
هنگامی که داخل نماز می شد، گویی دیواری ثابت یا ستونی ایستاده بود که حرکت نمی کرد، شاید گاهی رکوع یا سجده می کرد، پرنده ای بر او می نشست.»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در توصیف حال حضرت زهرا (س) فرمود:
« اما ابنتی فاطمه... متی قامت فی محرابها بین یدی ربها جل جلاله... یقول الله عزوجل لملائکه، یا ملائکتی انظروا الی امتی فاطمه سیده أمائی قائمه بین یدی ترتعد فرائصها من خیفتی، و قد اقبلت بقلبها علی عبادتی... (45)؛
اما دخترم فاطمه... هنگامی که در محرابش در مقابل پروردگارش -جل جلاله- به نماز می ایستد ... خدای عزوجل به ملائکه خود می فرماید: ای ملائکه من، به سرور بندگانم فاطمه نگاه کنید که در مقابل من ایستاده است و مفاصل او از ترس من می لرزد و با قلب خود به عبادت من اقبال نموده است.»
امام صادق علیه السلام می فرماید: « ان الحسن بن علی علیه السلام کان اذا اقام فی صلاته ترتعد فرائضه بین یدی ربه عزوجل...؛ (46)
... حسن بن علی علیه السلام هنگامی که به نماز می ایستاد، در مقابل پروردگارش- عزوجل - مفاصلش می لرزید. »
سید بن طاوس قدس سره در فلاح السائل نقل کرده است: امام حسین علیه السلام وقتی وضو می گرفت رنگش تغییر می کرد و مفاصلش می لرزید. از آن حضرت علت را پرسیدند، فرمود: « برای کسی که بین دو دست صاحب عرش ایستاده، سزاوار است که رنگش زرد و مفاصلش بلرزد. » (47)
قضیه ابوحمزه ثمالی را در هنگام مشاهده امام سجاد علیه السلام را قبلا ذکر کردیم، در مورد امام سجاد علیه السلام و احوال او در نماز، داستان های بسیاری نقل شده است که آن حضرت چون وقت نماز می شد، پوستش می لرزید و رنگش زرد می شد و چون بید می لرزید و زمانی که به نماز می ایستاد، گویی که ساقه درختی بود چیزی از او حرکت نمی کرد مگر آنچه که باد از او حرکت می داد. » (48)
« و عن ابی ایوب قال: کان ابو جعفر و ابو عبدالله علیهما السلام اذا قاما الی الصلوه تغیرت الوانهما حمره و مره صفره کأنهما یناجیان شیئا یریانه؛ (49)
ابوایوب می گوید: امام صادق و امام باقر علیهما السلام هنگامی که به نماز می ایستادند، رنگ رخسارشان گاهی سرخ و گاهی زرد می شد، گویی که آنان با چیزی که او را می بینند صحبت می کنند. »
شرح حال عبادت امام موسی و امام رضا و امام حسن عسگری علیهما السلام در زندان از زبان زندان بان، حکایت از سیره عملی آن بزرگان دین در اهتمام به نماز و ادای حق بندگی دارد.

 

پی نوشت ها:

1. نهج الفصاحه، ص 695-696.
2. میزان الحکمه، ج 5، ص 369.
3. نهج الفحاحه، ص 624.
4. بحارالانوار، ج 81، ص 456.
5. کنزالعمال، ج 7، ص 279، روایت 18870.
6. نهج الفحاحه، ص 397 نهج البلاغه، حکمت 131، ص 1152.
7. بحارالانورا، ج 80، ص 18.
8. امام خمینی، آداب الصلوه، ص 34 ( پاورقی به نقل از اعتقادات مرحوم مجلسی، ص 29).
9. همان، ص 19.
10. ماعون (107)، آیه 4 و 5.
11. میزان الحکمه، ج 5، ص 402.
12. مجموعه الاخبار، ص 205.
13. بحارالانوار، ج 80، ص 10.
14. امام خمینی، چهل حدیث، ص 427، ( فروع کافی، ج 3، ص 270).
15. بحارالانوار، ج 80، ص 17.
16. بحارالانوار، ج 81، ص 372.
17. همان، ج 80، ص 12.
18. همان، ج 53، ص 182.
19. نهج الفصاحه، ص 396.
20. میزان الحکمه، ج 5، ص 371.
21. فیض الاسلام، نهج البلاغه، خطبه 197، ص 643-644.
22. بحارالانوار، ج 81، ص 375.
23. وسائل الشیعه، ج 3، ص 22، حدیث 7.
24. محسن کازرونی، خلوتگه راز، چاپ دوم، ناشر: مولف، چاپ الهادی، بهار 1373، ( به نقل از مجمع البیان، ذیل آیه 114 سوره هود ).
25. بحارالانوار، ج 81، ص 381.
26. بحارالانوار، ج 81، ص 388.
27. همان، ج 81، ص 384.
28. همان، ص 381.
29. بحارالانوار، ج 81، ص 375.
30. بحارالانوار، ج 81، ص 375.
31. وسائل الشیعه، ج 3، ص 54، حدیث 10.
32. همان، حدیث 12.
33. اصول کافی، ج 1، ص 28.
34. بحارالانوار، ج 81، ص 381.
35. نهج الفصاحه، ص 633.
36. نهج الفصاحه، ص 350.
37. میزان الحکمه، ج 6، ص 509.
38. آداب الصلوه، امام خمینی، ص 38 ( به نقل از بحارالانوار، ج 18، ص 249، حدیث 41).
39. بحارالانوار، ج 82، ص 198.
40. نهج الفصاحه، ص 582.
41. بحارالانوار، ج 81، ص 380.
42. همان، ص 387.
43. همان، ص 381.
44. همان، ص 391.
45. میزان الحکمه، ج 5، ص 382.
46. بحارالانوار، ج 81، ص 387.
47. امام خمینی، آداب الصلوه، ص 112.
48. بحارالانورا، ج 81، ص 381.
49. همان.

منبع: بهشت وصال