دانستنیهای نماز


چهار علت نمازهای روزانه از زبان رسول خدا‌‌(صلی الله علیه واله):
چرا نمازصبح میخوانیم؟
صبح آغاز فعالیت شیطان است هرکه در آن ساعت نماز بگذارد و خود را در معرض نسیم الهی قرار دهد از شر شیطان در امان میماند.
‌چرا نمازظهرمیخوانیم؟
ظهر، همه عالم تسبیح خدا می گویند زشت است که امت من تسبیح خدانگوید. و نیز ظهر وقت به جهنم رفتن جهنمیان است لذا هر که دراین ساعت مشغول عبادت شود از جهنم بیمه میشود.
چرا نمازعصر میخوانیم؟
عصر زمان خطای آدم و حواست و ما ملزم شدیم در این ساعت نماز بخوانیم و بگوییم ما تابع دستورخداییم.
چرا نماز مغرب میخوانیم؟
مغرب لحظه پذیرفته شدن توبه حضرت آدم است و ما همه به شکرانه آن نمازمی خوانیم.
چرا نماز عشا میخوانیم؟
خداوند متعال نماز عشا را برای روشنایی و راحتی قبر امتم قرارداد.
منبع: علل الشرایع شیخ. صدوق ص 337
**************************************************************
حکمت صلوات
صلوات: تنها دعایی هست که حتما مستجاب می شود.
صلوات : بهترین هدیه از طرف خداوند برای انسان است.
صلوات : تحفه‌ای از بهشت است.
صلوات : روح را جلا می‌دهد.
صلوات : عطری است که دهان انسان را خوشبو می‌کند.
صلوات : نوری در بهشت است.
صلوات : نور پل صراط است.صلوات : شفیع انسان است.
صلوات : ذکر الهی است.
صلوات : موجب کمال نماز می‌شود.
صلوات : موجب کمال دعا و استجابت آن می‌شود.
صلوات : موجب تقرب انسان است.
صلوات : رمز دیدن پیامبر در خواب است.
صلوات : سپری در مقابل آتش جهنم است.
صلوات : انیس انسان در عالم برزخ و قیامت است.
صلوات : جواز عبور انسان به بهشت است.
*************************************************************
در بین عبادات مهم ترین و بارزترین عبادت "نماز"  است .                  
نماز دارای اهمیت خاصی است که در شبانه روز پنج بار واجب است که انجام شود و در صورت ترک آن مورد بازخواست توسط خالق آن قرار می گیرد.
 نماز "تنها" عبادتی است که در هیچ کجا ساقط نمی شود وانجام آن واجب است حتی در حال غرق شدن و جنگ!!!!
نماز برترین فریاد آزادگی انسان از سلطه ی قدرتمندان و اعلام بندگی در مقابل آستان مقدس خداوندی است.
خداوند همه ی مارا در زمره ی نمازگران حقیقی قرار بدهد ان شاءالله
************************************************************
معنا و مفهوم نماز
نـمـاز در لـغت به معناى پرستش, نیاز, سجود, بندگى و اطاعت, خم شـدن بـراى اظـهـار بـندگى و اطاعت
و یکى از فرایض دین و عبادت مـخصوصى است که مسلمانان پنج بار در شبانه روز به جا مى آورند.
نـماز یعنى خدمت و بندگى, فرمان بردارى, سر فرود آوردن و تعظیم کردن به نشانه احترام.
نماز, داروى نسیان و وسیله ذکر خداوند است.
نـمـاز, رابـطه معنوى مخلوق با خالق است.
نماز یعنى دل کندن از مـادیـات و پـرواز دادن روح; یـعـنى پا را فراتر از دیدنى ها و شنیدنى ها نهادن.
************************************************************
آثار و حکمتهای نماز:
غفلت زدایی
بزرگ‏ترین مصیبت برای رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کند. و غرق در زندگی مادی و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام میشود، مرتباً به انسان اخطار میکند و هشدار میدهد و هدف آفرینش او را خاطر نشان میسازد... و این نعمت بزرگی است که انسان وسیله‏ای در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه به او بیدار باش گوید.1
—------------------
1- تفسیر نمونه، ج 16، ص 290 - 291.
************************************************************
چرا در هر رکعت نماز دو سجده انجام می‌شود؟

 در روایات صادره از آل اللَّه (ع) چند جهت ذکر شده است:
1 - حضرت امام موسی بن جعفر (ع) فرمود: "در شب معراج خداوند به رسول خود امر کرد که وضو بگیرد و نماز بخواند. پیامبر وضو گرفت و تکبیره الاحرام گفت و حمد و سوره را خواند و رکوع رفت و به دستور خداوند سر به سجده گذاشت و تسبیح خدا کرد پس از سر برداشتن بدون اینکه خداوند مجدداً دستور سجده بدهد نبی گرامی اسلام به خاطر عظمت و جلالت پروردگار سر به سجده گذاشت و خدا را تسبیح نمود. به همین خاطر خداوند امر فرمود همه در نماز در هر رکعتی دو سجده نمایند. (1)
(به این نوع دستورات اصطلاحا می گویند ما سنه الرسول یعنی آنچه برای اولین بار عقل کل عالم هستی یعنی پیامبر پایه نهاده است)
2 - امام صادق(ع) فرمود: "معنا و تأویل سجده اول در واقع این است که نماز گذار می‏گوید: منها، خلقنی؛ یعنی از زمین مرا آفریدی. وقتی سر بلند می‏کند، می‏گوید: منها اخرجتنا؛ از خاک خارجم کردی، وقتی سجده دوم می‏رود می‏گوید: و الیها تعیدنا؛ به سوی زمین ما را برگرداندی و وقتی سر بلند می‏کند، در واقع می‏گوید: و از زمین بیرون مان می‏سازی (و منها تخرجنا) (2)
(1) صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 31، حدیث 3
(2) صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 31، حدیث 4