ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ

ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ(1)

ترجمه آیه به نثر: مرا بخوانید دعایتان اجابت می کنم.

ترجمه آیه به نظم:

خدای شما گفت وقت دعا

به اخلاص خوانید حقا مرا

که تا آن دعا را کنم مستجاب

نیاز شما را بگویم جواب(2)

چون چنین خواهی خدا خواهد چنین

می دهد حق آذر دی متقین.(3)

«مولوی»

گستاخمان تو کردی، گفتی تو روز اول

حاجت بخواه از ما، وز درد ما خبر کن.

گفتی: «شدم پریشان، از مفلسی یاران

بگشا دو لب، جهان را پر درّ و پر گهر کن»

گفتی: «کمر به خدمت بربند تو به حرمت

بگشا دو دست رحمت، بر گرد من کمر کن».(4)

1) سوره غافر، آیه 60
2) مجد، امید، پیشین، ص 474
3) دهخدا، علی اکبر، پیشین، ج 1، ص 118
4) مولوی، جلال الدین محمد بلخی، گزیده غزلیات شمس، به کوشش د. محمد شفیعی کدکنی، سپهر، تهران، چاپ چهاردهم، 1380، ص 398.
 

 


 

ترجمه و شرحی مختصر از تفسیر المیزان پیرامون آیه شریفه:

پـروردگـارتان این دعوت را کرد که مرا بخوانید تا استجابت کنم بدرستى کسانى که از عـبـادت مـن اسـتـکـبـار مـى ورزنـد بـه زودى بـا کـمـال ذلت داخل جهنم خواهند شد (60)سوره غافر

 

در صـحـیـفـه سجادیه است که: پروردگارا تو خودت فرمودى (ادعونى استجب لکم ان الّذیـن یـسـتـکبرون عن عبادتى سیدخلون جهنم داخرین ) و در این کلام شریفت دعا و خواندن خـود را عـبـادت، و تـرک آن را اسـتـکـبـار خـوانـدى، و تـارکـیـن را بـه دخول در جهنم با خوارى تهدید فرمودى.

و در کـافـى به سند خود از حماد بن عیسى، از امام صادق (علیه السلام) روایت آورده که گـفـت: از آن جـناب شنیدم که فرمود: دعا کن و مگو مقدرات تقدیر شده و دعا تغییرش نمى دهد، بـراى ایـنـکـه دعـا خـود عـبـادت اسـت، و خداى عزّوجلّ مى فرماید: (ان الّذین یستکبرون عن عبادتى سیدخلون جهنم داخرین ) و نیز فرموده: (ادعونى استجب لکم ).

مؤلف: ایـنـکـه امـام فـرمود (دعا خود عبادت است ) و به آیه شریفه استشهاد کرد، در حـقـیـقـت احتجاجى است که بر فرمایش قبلش ‍ کرده که فرمود (دعا کن ) و اما استشهادش به آیه (اءدعونى استجب لکم ) احتجاج به آن گفتار دومش است که فرمود (مگو چنین و چنان ) و به همین جهت در بیان خود، ذیل آیه را بر صدرش مقدم آورد.

و در کتاب خصال از معاویه بن عمار، از امام صادق (علیه السلام) روایت آورده که فرمود: اى مـعـاویـه بـه کـسى که سه چیز داده شده باشد از سه چیز محروم نمى شود: کسى که تـوفـیـق و حـال دعـایـش داده بـاشـند، از اجابت محرومش نمى کنند، و کسى که توفیق شکر نـعـمـتش داده باشند، از زیاد کردن نعمتش دریغ نمى کنند، و کسى که توکلش داده باشند، از کـفایت امور او مضایقه نمى کنند. چون خداى عزّوجلّ در کتاب عزیزش مى فرماید: (و من یـتـوکـل عـلى اللّه فـهـو حـسـبـه کـسـى کـه بـر خـدا توکل کند او کفایت کننده امور وى است ) و نیز مى فرماید: (لئن شکرتم لازیدنکم اگر شـکـر بـگـذاریـد نـعـمـتـتـان را زیـادت کنم )، و نیز فرموده: (ادعونى استجب لکم مرا بخوانید تا اجابتتان کنم ).

و در کتاب تـوحید به سندى که به امام موسى بن جعفر (علیه السلام) دارد از آن جناب روایـت کـرده کـه فـرمـود: جـمـعـى بـه امـام صادق (علیه السلام) گفتند: چرا ما خدا را مى خـوانـیم ولى دعایمان مستجاب نمى شود؟ فرمود: براى اینکه کسى را مى خوانید که نمى شناسیدش.